الشيخ أبو الفتوح الرازي

33

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

رسول - عليه السلام - بفرمود تا ايشان را براندند و هجران كردند از ايشان ، و فرمود صحابه را : تا با ايشان سخن نگويند ، ايشان مهجور و متروك شدند و كس با ايشان سلام و صباح و مكالمت و مخالطت نكرد . زنان ايشان بيامدند و گفتند : يا رسول اللَّه ، ما از خانهء ايشان بيرون آييم ؟ گفت : نه ، و لكن ايشان را تمكين مكنى از مقاربت . ايشان بر اين قاعده پنجاه روز بماندند با حزن و گريه و خوف و اضطراب و قلق ، آنگه قبول توبه‌شان آمد ، حق تعالى گفت : كار ( 1 ) ايشان به خداى است ، اگر خواهد عذاب كند ايشان را ، و اگر خواهد عفو بكند ايشان را . و اين آيت دليل است بر آن كه ، خداى را باشد كه قبول توبه نكند [ و ] ( 2 ) او به قبول آن متفضّل است ، چه اگر واجب بودى موقوف نبودى بر مشيّت ، چه آنچه واجب باشد ، بر مشيّت موقوف نبود ، و فاعلش را از آن كه كردن ( 3 ) محيص نباشد . و اما در كلام عرب لوقوع احد الشّيئين [ باشد ] ( 4 ) ، يقال : فعلت اما هذا و اما ذاك . و در امر تخيير را باشد ، افعل امّا هذا و امّا ذاك ، و خداى تعالى عالم است [ به آنچه خواهد كردن ، اين ابهام بر مكلَّفان كرد تا مغرى نشوند به قبيح ( 5 ) و از ميان خوف و رجاء باشند . و خداى تعالى عالم است ] ( 6 ) به مصالح بندگان و آنچه ايشان را با صلاح آرد ، و حكيم است آنچه فرمايد به حكمت و مصلحت فرمايد قوله : * ( وَالَّذِينَ اتَّخَذُوا مَسْجِداً ضِراراً ) * - الآيه ، مفسران گفتند : بنو عمرو بن عوف مسجد قبا به نمازگاه خود گرفتند و رسول را - عليه السلام - آن جا بردند تا يك روز نماز جماعت كرد . بنو اعمام ( 7 ) ايشان را حسد آمد بر ايشان ، گفتند : ما نيز مسجدى كنيم ( 8 ) در پهلوى مسجد ايشان و از رسول در خواهيم تا آن جا نماز كند به ما ، و چون ابو عامر الرّاهب آيد از شام ، او را به امام آن مسجد كنيم . و اين ابو عامر از ايشان بود ، و پدر حنظله بود - كه او را غسيل الملائكه گفتند ( 9 ) . روز احد او را بكشتند و در معركه او

--> ( 1 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز مل و مج توبه . ( 6 - 4 - 2 ) . اساس : ندارد ، به قياس آو ، و ديگر نسخه بدلها ، افزوده شد . ( 3 ) . آج ، مج ، لب : آن كردن . ( 5 ) . آج ، لب : به قبح . ( 7 ) . همهء نسخه بدلها : بنى اعمام . ( 8 ) . مل : بكنيم . ( 9 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز مج : گفتندى .